تبليغاتX

به حرمت باران, هر گونه کپي برداري, ولو دوستانه, مجاز نـيـسـت

خلوتگاه باران

سه شنبه 28 مهر1388

تنهایم

ای کاش نبودنت را هم با خودت برده بودی!
جای خالی ات پر از تنهایی است
!
برای آنکه دست نگاهم را نخوانی چشمم را بستم...
در خاطرم یادت هرگز نمی میرد...
یار من باشد تنها هستم، ماه بالای سر تنهایست
درود بر شما ای لبها که درود را ادا کردید، درحالی که طعم تلخ بدرود را می شنیدید...
شکسته های دلت را به بازار خدا ببر. خدا خود بهای شکیته دلان است

 

                                                نوشته از: نیلوفر، در کنار مرداب، به دور از دنیای انسان ها...


10:45 بعد از ظهر | فرشته |

جمعه 24 مهر1388



باورم نمیشه دستات توی دست من نباشن رو درو دیوار خونه گرد تنهایی بپاشن
تو همونی که می گفتی تو دنیا هیچ کسی مثله من پیدا نمیشه
تو همونی که میگفتی قلبم ماله تو باشه واسه همیشه
باورم نمیشه چشمات بره ماله دیگرون شه با غریبه
آشنا شه با غریبه مهربون شه
تو همونی که میگفتی تو دنیا هیچ کی مثله من پیدا نمیشه
تو همونی که میگفتی قلبم ماله تو واسه همیشه
مال تو واسه همیشه

 


10:38 بعد از ظهر | فرشته |

دوشنبه 6 مهر1388

پیغام گیر تلفن

پیام های ادبی و طنز فارسی برای پیغام گیر تلفن شما :

وجود داشتن ادبیات غنی فارسی چرا پیغام گیر تلفن ما باید جملاتی انگلیسی و یا کلماتی کلیشه ای را تحویل تلفن زننده بدهد. در زیر مجموعه ای از اشعار فارسی برای پیغام گیر تلفن شما ارائه شده است.
به جای دو کلمه خشک و خالی! 

لابد برای شما هم پیش آمده که به منزل دوستی زنگ بزنید و از آنطرف سیم، پیام گیر یا پاسخگوی اتوماتیک برایتان یک قطعه موسیقی بنوازد و یا شعری را زمزمه کند و سپس از شما بخواهد که پیام و شماره تلفن خود را بگذارید. بین ایرانیان با ذوق، هستند کسانی که بجای دو کلمه خشک و خالی، عدم حضور خود را با کلام منظوم در تلفن اعلام میکنند. 

یکی از همین جماعت از دوست خود که شاعری طنزپرداز است درخواست کرده بود برایش یک دوبیتی بسازد تا روی دستگاه پیغام گیر ضبط کند، ایشان هم این شعر را ساختند: 

شرمنده از آنم که نباشم به سرایم / تا با تو سلامی و علیکی بنمایم

گر لطف کنی نمره و پیغام گذاری / پاسخ دهم ای دوست به محضی که بیایم 

اما کار به همینجا خاتمه پیدا نمی کند. درخواست دوست، راهنمای ذهن شاعر میشود که سری بزند به خانه شعرای پیشین و بیاندیشد که اگر حافظ و خیام و فردوسی و دیگران در عصر "انسور ماشین" زندگی میکردند، چه کلامی روی دستگاه تلفن خود می گذاشتند.و این است حاصل آن تفرس:

 در منزل حافظ:

 رفته ام بیرون من از کاشانه خود غم مخور / تا مگر بینم رخ جانانه خود غم مخور

بشنوی پاسخ زحافظ گر که بگذاری پیام / آن زمان کو بازگردد خانه خود غم مخور

 در منزل سعدی:

 از آواز دل انگیز تو مستم / نباشم خانه و شرمنده استم

به پیغام تو خواهم گفت پاسخ / فلک گر فرصتی دادی به دستم

 در منزل خیام:

 این چرخ فلک عمر مرا داد به باد / ممنون توام که کرده ای از من یاد

رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش / آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد

 در منزل فردوسی:

 نمی باشم امروز اندر سرای / که رسم ادب را بیارم بجای

به پیغامت ای دوست گویم جواب / چو فردا برآید بلند آفتاب

 در منزل مولانا:

 بهر سماع از خانه ام رفتم برون رقصان شوم / شوری برانگیزم به پا خندان شوم شادان شوم

می گو به من پیغام خود هم نمره و هم نام خود / فردا تو را پاسخ دهم جان تو را قربان شوم

 

در منزل منوچهری دامغانی:

 از شرم به رنگ باده باشد رویم / در خانه نباشم که سلامی گویم

بگذاری اگر پیام پاسخ دهمت / زان پیش که همچو برف گردد مویم

 در منزل باباطاهر عریان:

 تیلیفون کِرده ای جانم فدایت / الهی مو به قربونِ صدایت

چو از صحرا بیایم نازنینم / فرستم پاسخی از دل برایت


3:10 بعد از ظهر | فرشته |

دوشنبه 6 مهر1388


پنجاه مزیت زن بودن!

۱_هیچ وقت مجبور نیستی به تعداد موهای سرت بری خواستگاری.کافیه فقط یه “بله” کوچولو بگی اونم با هزار منت و ناز و کرشمه.

۲_به سادگی اب خوردن می تونی چند تا پسر رو تو کوچه به جون هم بندازی.(روشش رو خود خانما بهتر می دونن.پس نیازی به نوشتن نیست)

۳_لازم نیست صبح به صبح صورتتو اصلاح کنی.ماهی یه بارم کافیه.حالا از مناطق ناجور دیگه بگذریم!!!!!.

۴_هیچ وقت از بوی گند زیربقل خودت عق نمی زنی.

۵_مجبور نیستی وقت دستشویی رفتن زیر اواز بزنی که اهالی خونه، بقیه صداهای نافرم رو نشنون.

۶_هیچ موجود دیگه ای مثل تو تا این حد ریزبین و بادقت نیست که در یک نگاه، مارک کفش زری خانم یا مدل موهای اقدس خانم رو بفهمه.

۷_خوب می تونی نقش بازی کنی.

۸_انقدر زود همه چی رو می گیری که شش سال زودتر از اقایون به تکلیف می رسی.

۹_بزرگترین پوئن:خیالت از بابت سربازی راحته!.صد سال سیاهم که دانشگاه قبول نشی ککتم نمی گزه.

۱۰_تو اماکن عمومی با خیال راحت می تونی جیغ و داد راه بندازی چون به هر حال کی وجودشو داره که رو یه دختر صداشو و احیانا خدایی نکرده دستشو بلند کنه؟!!.

۱۱_در تاریخ جهان به زیرکی معروفی.

۱۲_می تونی هزار بار هم فیلم رومئو و ژولیت رو ببینی و باز گریه کنی.

۱۳_و مهم تر اینکه هیچ وقت از گریه کردنت خجالت نمی کشی.

۱۴_یه چیز باحال:هم دامن می پوشی و هم شلوار!.

۱۵_بهشتم که زیر پای امثال شماست.

۱۶_بیشتر از اقایون عمر می کنی(از لحاظ علمی ثابت شده).

۱۷_فقط تویی که می دونی بوی خاک بارون زده تو شبای پاییزی چه جوریه.

۱۸_از قدیم گفتن:پشت هر مرد موفقی زنی باذکاوت بوده.

۱۹_هیچ کی نمی دونه دقیقا تو فکرت چی می گذره؟ خود فروید، پدر روانشناسی جهان گفته:بزرگترین سوالی که هرگز پاسخ داده نشده و من هم هرگز پاسخ ان را نیافته ام این است که یک زن چه می خواهد؟.

۲۰_چند تا از جنگ های بزرگ تاریخ جهان به خاطر عشق شدید مردها به جنس تو بوده.

۲۱_این یکی دیگه کاملا مستنده:باهوش ترین انسان دنیا یک زنه!.

۲۲_با اینکه ممکنه از جنس دوم بودنت ناراحت باشی ولی یادت بمونه که زنی، سال ها پیش با هوش و ذکاوتش یکی از مردان قدرتمند دنیا رو شکست داد(شکست شرم اور فیلیپ، پادشاه اسپانیا از الیزابت، ملکه انگلستان۱۵۳۳_۱۶۰۳)

۲۳_نماد الهه عشق، زیبایی، جنگ و عقلانیت در یونان باستان به شکل زنه.

۲۴_یادت باشه که خداوند، تمام جهان رو به خاطر برکت وجود یک زن افرید.(خانم فاطمه زهرا)

۲۵_با اینکه از مردا ضعیف تری ولی لازم نیست صدتا کلاس کاراته و تکواندو و از این جور چیزا بری…به یه چنگ و گیس کشی بسنده می کنی.

۲۶_جورابات بوی پنیر کپک زده نمی ده.

۲۷_با موهای پا و زیربغلت نمی شه کلاه گیس ساخت.(راستی این یه پوئن واسه اقایون نیست؟…)

۲۸_می تونی در سکوت و فقط با طرز نگاهت حرف بزنی اگرچه شاید هیچ کدوم از اقایون معنیشو متوجه نشن.

۲۹_سال ها پیش دختری ۱۸ ساله فرماندهی ارتش فرانسه رو بر عهده گرفت و اسمش رو در تاریخ جهان ماندگار کرد(ژاندارک).

۳۰_درهای کعبه تنها به روی یک زن باز شد.

۳۱_سر ابوالهول مجسمه دانش و خرد به شکل زنه.

۳۲_با قوس کمرت چه کارا که نمی تونی بکنی…..

۳۳_خداوند در وجودت دستگاهی رو تعبیه کرده که هیچ مردی نداره و اگر به خاطر وجود اون نبود نسل بشریت تداوم پیدا نمی کرد.(اطلاع رسانی برای اون دسته از اقایونی که تو واحد تنظیم خانوادشون ضعیفن:اسم این دستگاه اعجاب انگیز رحمه).

۳۴_واقعا تا حالا هیچ مردی شب ها به اسمون نگاه کرده؟.

۳۵_عذر موجه زیاد داری.

۳۶_هزار جور مدل خنده ،داری که هر کدوم رو یه موقع تحویل بقیه می دی.

۳۷_توانایی صوتیت بالاست.(کدوم مردی بلده جیغ بنفش بکشه؟).

۳۸_خیانت عشقی نمی تونی بکنی(علم روانشناسی به این نتیجه رسیده که زن ها هرگز نمی تونن دو مرد رو همزمان و به یک شکل و اندازه دوست داشته باشن اما مردها چرا).

۳۹_شاید از طرز کار کامپیوتر یا تکنیک های فوتبال سر در نیاری ولی اگه یه هفته طرف اشپزخونه نری اقایون حتما یه بلایی سرشون می یاد.(توضیح اینکه در چنین مواردی دو حالت وجود داره:۱_اقایون خسیس از گشنگی می میرن ۲_دست و دلبازاش که غذای حاضری خریدن واسشون خیالی نیست یا ورشکست می شن یا مسموم.)

۴۰_دو هفته هم که حموم نری بوی ترشیدگی نمی دی.

۴۱_هیچ وقت خودتو واسه این فکر که زیر لباس اقایون چه شکلی ممکنه باشه ازار نمی دی.

۴۲_مجبور نیستی واسه اینکه یه نفر به خواهرت چپ نگاه کرده ،خون و خونریزی راه بندازی.نه اینکه رگ غیرت نداشته باشیا ! درواقع اپن مایندی(open minde).

43_بلدی چه طوری بدون اینکه زور بازویی لازم داشته باشی روی بقیه رو کم کنی.(با زبونت)

۴۴_اگه زشت باشی(که خیلی کم چنین چیزی پیش می یاد)می تونی خودت رو با ارایش خوشگل کنی.اگه قدت کوتاهه می تونی کفش پاشنه دار بپوشی. اگه موهات کم پشته مسئله ای نیست چون روسری داری.

۴۵_تو بچگی بخشی از عضو بدنت رو به عنوان یه چیز اضافه نمی کنن.(منظورم چیزی غیر از بند نافه).

۴۶_اوه البته یادم رفته بود که همه اقایون هم(حداقل ایرانی هاش) یه یار تو زندگیشون دامن پوشیدن!.(کل فامیل هم بهشون تا یه شبانه روز خندیدن).

۴۷_ در دنیا هرگز به اندازه ای که در حق تو اجحاف شده در حق موجود دیگه ای نشده با این حال امروزه زن ها رو در هر عرصه ای می بینیم:سیاست، اقتصاد، علم و حتی ورزش!.

۴۸_و غم انگیزترین مزیت اینه که روزی مادر می شی و به موجودی زندگی می بخشی.

۴۹_چراغ هر خونه ای یک زنه.

۵۰_و در اخر اینکه فقط با یک حرکت ناچیز می تونی صد تا مرد رو از خود بی خود کنی

 

مزایای پسر بودن

/همیشه از نام خانوادگی شما استفاده می شود

۲/مدت زمان مکالمه‌ی تلفنی شما حداکثر۳۰ ثانیه است

۳/برای یک مسافرت یک هفته ای تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید

۴/در تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز می‌کنید

۵/دوستان شما توجهی به کاهش یا افزایش وزن شما ندارند

۶/جنسیت شما در موقع مصاحبه‌ی استخدام مطرح نیست

۷/لازم نیست کیفی پر از لوازم بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.

۸/ظرف مدت ۱۰دقیقه می‌توانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید

۹/همکارانتان نمی‌توانند اشک شما را در بیاورند

۱۰/گر در ۳۴ سالگی هنوز مجردید، احدی به شما ایراد نمی گیرد

۱۱/رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبیعی است

۱۲/ با یک دسته گل می‌توانید بسیاری از مشکلات احتمالی را حل کنید

۱۳/وقتی مهمان به خانه‌ی شما می‌آید لازم نیست اتاق را مرتب کنید

۱۴/بدون هدیه می‌توانید به دیدن تمام اقوام و دوستانتان بروید

۱۵/می‌توانید آرزوی هر پست ومقامی را داشته باشید

۱۶/حداقل بیست راه برای بازکردن در هر بطری نوشابه‌ی داخلی یا خارجی بلد هستید

۱۷/ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید

۱۸/هر ساعتی دلتون بخواد میتونید از خونه بیرون برید و هر ساعتی دلتون بخواد میتونین برگردین

۱۹/ … و بالاخره روزی یک پیرمرد موفق خواهید شد


3:9 بعد از ظهر | فرشته |

شنبه 7 شهریور1388

اس ام اس برای ماه رمضان

  • به غضنفر مي گن نظر شما راجع به ماه رمضان چيه ؟ مي گه والا خيلي خوبه فقط يه ذره زولبيا باميه اش رو زياد کنن بهتر مي شه
  • ماه رمضانه یه وقت جایی نری که پیدات نکنم . آخه دارم دنباله ۶۰ تا گدا میگردم !!!روتو حساب کردم!!!!!
  • به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, ماه رمضان تا پایان مهرماه تمدید گردید
  • توي آسمون دنيا هر کسي ستاره داره چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره
  • کاش در این رمضان لایق دیدار شويم. *** سحری با نظر لطف تو بیدار شويم
  • عیدفطر مبارک ( رصدخانه ی اردبیل )
  • به غضنفرمیگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم
  • کجایی؟؟ همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن آخه ماه من میخوان ببینن فراد عیده یا نه
  • غضنفر ماه رمضون ميره خونه دوستش مي خوابه
    دوستش بهش ميگه سحر صدات كنم؟؟
    تركه مي گه نه همون غضنفر صدام كني بهتره
  • شب عید فطر حاجی میره رو پشتبام که ماه رو ببینه شلوارش پاره بوده از پایین داد می زنند حاجی ما دیدیم میگه هر کی دیده بخوره ما که هنوز ندییدم !
  • خدایا ، یادم بده، یادم باشه، یادت باشم
  • به حیف نون میگن تو که روزه نمی گیری،چرا سحری می خوری؟ می گه نماز که نخونم،...روزه که نگیرم... سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟
  • آمد رمضان هست دعا را اثری
    دارد دل من شور و نوای دگری
    ما بنده عاصی و گنهكار توییم
    ای داور بخشنده بما كن نظری
  • ماه مبارک آمد، اي دوستان بشارت

             کز سوي دوست ما را هر دم رسد اشارت

             آمد نويد رحمت، اي دل ز خواب برخيز

             باشد که باقي عمر، جبران شود خسارت

  • شد باز در رحمت خالق به روي خلق

              چون ماه مبارک ز افق گشت هويدا

               مژده که شد ماه مبارک پديد

           .............................................................................................................

درباره رمضان
ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است.
بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
پس با نیت‌ای درست و دلی پاکیزه،‌ پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزه‌داران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه سخن گفت.به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره می‌شود:
وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام نیمه رمضان سال دوم هجرت.
جنگ بدر در سال دوم هجرت.
فتح مکه در سال هشتم هجرت.


6:7 بعد از ظهر | فرشته |

شنبه 7 شهریور1388


رنگ من سبزترین آبی انشای خداست رنگ من از سر انگشت گلستان خدا می ریزد رنگ من تازه ترین شبنم گلبرگ خلقت رنگ من مست ترین حس شراب هستی از هم آنجا که نفس در نفسم عطر خدا می تابد عطر من عطر نفسهای خدا من در این نقطه آخر که سر آغاز من است نفسم را به تو می بخشایم به تو خوبم . . . به تو که راز وجودت به دو چشمان خدا زنجیر است رنگ من در طپش رنگ خدا درگیر است من در این نقطه آخر که سر آغاز من است

5:55 بعد از ظهر | فرشته |

شنبه 24 مرداد1388

پیشنماز

آمد درست زير شبستان گل نشست                                  دربين آن جماعت مغرور شب پرست 

يک تکه آفتاب نه يک تکه از بهشت...                                   حالا درست پشت سر من نشسته است 

اين بيت مطلع غزلی عاشقانه نیست                                  اين سومين رديف نمازی خيالی است

 گلدسته اذان و من و های های های                                   الله اکبر و انا فی کل واد ... مست

 سبحان من يميت و يحيی و لا اله                                      الا هو الذی اخذ العهد فی الست

يک پرده باز پشت همين بيت مي کشيم                           او فکر می کنيم در اين پرده مانده است 

.................................................. 

سارا سلام...اشهد ان لا اله... تو                                    با چشمهای سرمه ای...ان لا اله ...مست

دل می بری که...حی علی ...های های های                   هر جا که هست پرتو روی حبيب هست 

بالا بلند ! عقد تو را با لبان من                                      آن شب مگر فرشته ای از آسمان نبست

باران جل جل شب خرداد توی پارک                               مهرت همان شب..اشهدان..دردلم نشست 

آن شب کبو .. (کبو).. کبوتری از بامتان پريد                    نم نم نما (نما) نماز تو در بغض من شکست 

سبحان من يميت و يحيـــــــــــــی و لا اله                       الا هو الـــــــــــــذی اخذ العهــــد فی الست

سبحان رب هر چه دلم را ز من بريد                              سبحان رب هر چه دلم را ز من گســــست

سبحان ربی الــ... من و سارا .. بحمده                          سبحان ربی الــ ... من و سارا دلش شکست

سبحان ربی الــ... من و سارا به هم رسیــ...                 سبحان تا به کی من و او دست روی دست؟

زخمم دوباره وا شد و اياک نستعين                              تا اهدنا الـصـ ... سرای تو راهی نمانده است

مغضوب اين جماعت پر های و هو شدم                        افتادم از بهشــــــــــــت بر اين ارتفاع پست 

.....................................................

يک پرده باز بين من و او کشيده اند                             (سارا گمانم آن طرف پرده مانده است) 


7:41 بعد از ظهر | فرشته |

شنبه 24 مرداد1388

قطار زندگی من

از دور که مي رفت اشک سردي تو چشاش بود اون نمي خواست بره اما زنجيره اجبار به پاش بود مي شنيدم هق هقش رو که مي گفت تا فردا بدرود لحظه هاي تلخ بود اما دل من منتظرش بود به سلامت اي همه کس مي دونم که بر مي گردي ميدونم دلت همين جاست از دلم سفر نکردي. خيلي زود رفت لب جاده اما من اونو مي ديدم خداحافظ گفتنش رو خيلي روشن مي شنيدم چند قدم مونده به بودن ذره اي نزديک تر از من سره وعد مون نشستن تشنه ي به تو رسيدن بغض سردم نعره مي زد خداحافظ عشق رويا مي مونم تا بربگردي روي نيمکت لب دريا قطار زندگي من از اين سياه چاله سنگي عبور خواهد کرد و خواهد برد ترا به سرزمين ياس و رازقي قطار عمر من تويي! و تو مسافر هميشه اين قطار خواهي ماند و من تو را به جشن ماه و خورشيد در يک روز خواهم برد بمان کنارم که اين قطار هرگز...

7:36 بعد از ظهر | فرشته |

یکشنبه 18 مرداد1388

ای کاش روز تولدی نبود

 همیشه برای من بهترین شب و روز زندگیم شب تولدم بود ولی دیگه این روز برام مقدس نیست چون تو نیستی این روز را هم نمی پرستم

یادمه سال قبل روز تولدم جایی بودم که همیشه آرزوش را داشتم ولی اون روز هم آرزو کردم ای کش اونجا نبوم ولی، ولی امسال شب تولد من یه فرقی داره امشب یه قول و قراری هست که باعث میشه امشب با همیشه فرق داشته باشه من با خدایی که میگه از مادرم بهتره قرار دارم درسته بنده خوبی براش نبودم ولی خب قول و قراره دیگه...

امشب دلم میخواد بر عکس همیشه تنها باشم و تو تنهاییم با عکس تو یه جشن تولد بگیریم شاید این آخرین تولد من باشه... میدونم خیلی ها فکر میکنن این کار دیوونگی ولی حرف اونا برام مهم نیست مهم اینه که خاطرات تو همیشه در ذهن من باشه.

تولد یعنی سر آغاز زندگی ولی امشب برای من یعنی پایان همه چیز. تولد یعنی شادی و شور و شوق از این که یه سال بزرگتر میشی ولی برای من یعنی غم و غصه که نه روز تولد تو بودم در کنارت و نه تو هستی کنار من. از امشب دیگه واسه من تولد هیچ کس مهم نیست حتی خودم.

یادمه یه روزی که بچه بودم کسی یادش نبود تولد منه اونقدر بغض کردم که رفتم خودم تنهایی برای خودم جشن گرفتم با یه کیک کاغذی اون روز برام خیلی مهم بود که همه بهم تبریک بگن ولی امشب فقط برام مهمه که تو تبریک بگی اگه حتی همه عالم فراموش کنن تولد منه مهم نیست.

گل سرخی برام اوردی گفتی برای همیشه دوستت دارم روز دوم گل زردی برایم اوردی گفتی دوستت ندارم روز سوم گل سفیدی برایم اوردی و سر قبرم گذاشتی و گفتی منو ببخش فقط یه شوخی بود.

یادته یه روز این را برام نوشتی حالا من اینا برای تو می نویسم فقط یادت باشه نمیخوام به یادم باشی فقط یادت نره گل سومم برام بیاری... .

تنهایی را می پذیرم اگر بدانم، روزی با تو سخن خواهم گفت ... تیره بختی را می پذیرم اگر بدانم ، روزی چشمان تو را خواهم سرود... مرگ را می پذیرم اگر بدانم روزی تو خواهی فهمید که دوستت دارم...

اره مرگ را هم می پذیرم... .

 


7:28 بعد از ظهر | فرشته |

دوشنبه 12 مرداد1388

هوا سرد است...

 

 به روی برگ زندگی دو خط  زرد  می کشم و چشم عاشق تو را که گریه کردی می کشم تو رفتی . بدون تو کسی نگفت با خودشش که من بدون چشم تو چقدر درد می کشم.

هوا سرد است

                 اما نه به سردی دستهای تو

این بار به جای آسمان

               چشمان من بارانی است

و تو بر خلاف همیشه

               که زیر باران راه رفتن را دوست داشتی

زیر باران چشمان من

              چتر میگیری

و نه مثل همیشه که زیر باران قدم زدن را

              می پسندیدی

اینبار خیلی مشتاق و بی حوصله از آن

             می گریزی

هوا سرد است

             اما نه به سردی دستان تو...

 

من راز نگاهت را                                       از آینه پرسیدم

چشمتن نجیبت را                                    از دور پرستیدم

باران شدم و چون اشک                            بر عشق تو باریدم

من شمع وجودم را                                  به مهر تو بخشیدم

مثل گل نیلوفر                                        چشم تو بهاری شد

از پیش دلم آرام                                     رفتی و نفهمیدم

مرز دل و چشم تو                                  از شهر افق پیداست

من سرخی گل ها را                              در خنده تو دیدم

در شهر اقاقی ها                                  تو پاک ترین عشقی

من راز شکفتن را                                  از باغ دلت چیدم

لبخندی زدی آرام                                  بر گونه غمناکم

من با گل لبخندت                                 بر حادثه خندیدم

ای کاش دو چشم تو                            سر فصل افق ها بود

آن وقت تو را هر صبح                           از پنجره میدیدم

وقتی گل آرامش                                 در باغ دلم روئید

گلبرگ وجودم را                                 بر عشق تو پیچیدم

خورشید شدی رفتی                          تا اوج شکوفایی

من از عطش عشقت                          بر آینه تابیدم

تا می روی از اینجا                             دل خسته و طوفانی است

رفتی و دگر باره                                 از کوچ تو رنجیدم

    


9:1 بعد از ظهر | فرشته |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس